محمد باقر النجفي
13
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
خانوادههايمان دفاع كنيم ؛ يا به خارج از شهر رفته ، هجوم دشمنان را به مدينه سد كنيم ؟ جمعى گفتند : بمانيم و جمع ديگرى نظر دادند بيرون رويم . پس از كشتار جمع كثيرى از صالحان توسّط قريشىها ، چون بازماندگان به مدينه بازگشتند ، كافران مدينه كه از هميارى مسلمانان شانه خالى كردند ، اهل مدينه را سرزنش كردند كه چرا از مدينه خارج شديد ؟ اگر مانده بوديد ، به اين سرنوشت دچار نمىشديد ! بر اين اساس : اوّلًا واژهء غزا را عَربهايى به كار بردند كه زبانشان محصور در مفاهيم قبيلهاى بوده ، چنانچه قرآن صريحاً گفته است : شما مانند كسانى نباشيد كه كفر ورزيدند و گفتند اگر به « غزا » بيرون نمىرفتيد ، . . . در نتيجه واژهء « غزا » ( به معناى « به قصد جنگ رفتن » ) كلمهاى نيست كه اسلام يا خداى قرآن آن را براى نبرد پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش با كينهتوزان متعصّب برگزيده باشد . اين واژه در سخن كافرانِ پراكنده در قبايل يثرب آمده است و نه بيان مؤمنان مدينه . اگر هم فرض كنيم توجّه آيه به استدلال غلط كافران بوده و نه تعبير غلط آنها ، بايد مدلول آن را در نظر آوريم . مدلول آن چيست ؟ در واقعهء احد ، اين قريشىها بودند كه با طىّ حدود چهارصد كيلومتر با غرور و تعصّب و سلاح به مدينه حملهور شدند و صالحان مدينه جز صيانت از انتخابِ آزادانهء ايمان توحيدى خود و دفاع از جان و زندگى و خانوادهء خويش راه ديگرى نداشتند . يعنى عمل و قصد مسلمانان ، جنگ كردن نبود . بلكه دفاع اجتناب ناپذير در برابر تهاجم كينه توزانهء قريشىها و طالبان خون بوده است . موضوع واقعه ، شمشير تهاجم قريش بوده ؛ براى انتقام و احياى حاكميّت بتپرستى در مدينه و نه در ستيزهجويى مسلمانان مدينه براى پيشبرد دين به وسيلهء زور و شمشير . هم به اعتبار واژهء غزا و هم به لحاظ مدلول آن ، غزا نه يك انتخاب و مُصطلح قرآنى است و نه مورد آن ، تهاجم و جنگيدن است ؛ كه در طول تاريخ ، جنگجويان مسلمان